پنجشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۷ هجری شمسی   ::   W W W . M O S H A V E R . M E   ::   Thursday, 25 October 2018

در سال 1985 هنگاميكه مايكل پورتر براي اولين بار زنجيره ارزش را تعريف كرد، فرآيندهاي تشكيل دهنده زنجيره ارزش را به دو گروه تقسيم نمود:1. فرآيندهاي اصلي  (Core Processes) كه براي محصول يا خدمات توليد شده سازمان ارزش افزوده ايجاد مي كنند 2. فرآيندهاي پشتيبان كه براي توانمند سازي فرآيندهاي اصلي ضروري هستند. در اوايل دهه نود، اين تقسيم‌بندي در ميان آن‌هايي كه درگير بازمهندسي (Reengineering) فرآيندهاي كسب و كار (BPR) شدند، عموميت يافت.

مفاهيم بنيادين سرآمدي،مفاهيمي هستند كه اين مدل برآنها بنا شده است و در واقع پايه و اساس مدل‌اند. اين مفاهيم، برگرفته از اعتقادات و باورهاي محوري[1] شركتها و سازمانهاي سرآمد قرن بيستم هستند. سازمانهايي كه در عمل و با باور به اين مفاهيم، شركتهايي ساخته‌اند كه در تاريخ كسب و كار ماندگار شده‌اند. از سويي، تحقيقات نشان مي دهد كه اين مفاهيم، با نظريات متفكران و صاحب‌نظران علم مديريت، در مورد اهدافي كه يك سازمان بايد به آنها دست يابد، همخواني و سازگاري دارد.

[1] - Core Values

مقدمه:  به دلیل محدودیت قدرت درک انسانها از آنچه که درپیرامون می گذرد و نیز محدویت و نقص کسب تجربه ،همواره با عدم قطعیت و حتمیت مواجه هستند. عدم حتمیت در رابطه با کفایت اطلاعات و عدم قطعیت دررابطه با جامعیت اطلاعات، از موارد خطای سازمانها درتصمیم گیری بوده و هست. زیرا سازمانها معمولاً فاقد اطلاعات جامع و همه جانبه از محیط پیرامون خود )درون و بیرون( هستند.

استاندارد نظمی است مبتنی بر نتایج استوار علوم، فنون و تجارب بشری در رشته ای از فعالیت های عمومی که به صورت قواعد، مقررات و نظام‌نامه به منظور ايجاد هماهنگي و وحدت رويه، توسعه‌ي تفاهم، تسهيل ارتباطات، صرفه‌جويي در اقتصاد، حفظ سلامت و گسترش مبادلات بازرگاني داخلي و خارجي به كار مي‌رود، به بيان كلي استاندارد به معناي قانون، قاعده، اصل و ضابطه آورده شده است.

Subscribe to مدیریت فرایندهای کسب وکار